روزها پشت به پشت
هفته ها پي در پي
ماهها در پس هم
آرام و سريع مثل هم مي گذرند
وسرابي دور كه مثل دختركي با هوش
چشمك مي زند ما را
و آرام نجوا مي كند:
بيا، اينجا بيا!
اين روزها واين دخترك با هوش
هر روز باناز، گذر مي كند از خيال اين مدهوش
زمين در مسير
گاه بر اوج گاه بر زمين
با فلسفه،بي عرفان
سراسر در خواب!
و اين تكرار تكرار است
وحال كه باز در همهمه بيمارستان
صداي تولدي سكوت را مي شكند
با خود زمزمه مي كنم...
هميشه مثل هميشه
اسفند 81