...ياد من باشد تنها هستم                     ماه بالاي سر تنهايي است


 
Sunday, February 13, 2005

همه جا

می خواست جوری تلافی کند. فندک را از جیبش د ر آورد و در حالی که روشن نگاهش داشته بود و در هوا می چرخانید با حرص می گفت: حالا تو بسور ... بسوز! : مطمئن بود خدا همه جا هست.


09:55 pm  نوشته شده توسط تنها در

  | 

Leave a Comment:

Name


Homepage (optional)


Comments





Previous Entry Home Next Entry


 
   
 
   

<< February 2005 >>
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
 01 02 03 04 05
06 07 08 09 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28

 
 





rss feed